به تو و عشق تو ایمان دارم هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق |
|||||||||||||||||
جمعه 6 دی 1392برچسب:, :: 10:57 قبل از ظهر :: نويسنده : مبینا
خیلی وقته اینج نیومدم.درگیر بودم و زیاد وقت داشتم.یه هفته میشه اقایی رو ندیدم.دلم براش یه ذره شده...انگار هزار ساله ندیدمش.دیروز که پنج شنبه بود از صبح کارامو به ذق دیدن اقامون انجام دادم یه حس عجیبی داشتم انگار که بعد از صد سال فراره ببینمش ولی خب متاسفانه نشد که ببینمش و الانم حسسسسسسابی دلم براش تنگیده.چکار میشه کرد باید کنار اومد و ساختایشالا یه روزی تموم این سختیامون تموم میشه...سختی هایی که حقمون نبود....اما من بخاطر هادیم کوه رو هم جابه جا میکنم چه برسه به صبر کردن. واسه هادی نوشت:با دل من چکار کردی لامصب؟توی دلم ولوله شده برا خواستنت.بی تاب و بی قرارتم.زودتر برای همیشه مال من شو لدفن. واسه خدا نوشت:خدایا خودت کمکمون بده که ته قصه مون بد نباشه.خدا جون ما با تمام وجود فقط به تو امید بستیم واسه خودم نوشت:سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ مبینا هستم متولد 20بهمن71وسلطان قلبم هادی متولد7فروردین 67.از روزی که دیدیم همو دلامون لرزید.با تمام وجود دوسش دارم چون همه جوره عشقشو بهم ثابت کرده.اونم منو دوس داره و تصمیم دارم روزمرگیهامونو بنویسم اینجا آخرین مطالب پيوندها
![]() نويسندگان
|
|||||||||||||||||
![]() |